شقایق

4.8
(4)

شقایق

نسیم چه زیبا نوازش میکند دشت را

تا گلزار برقصد و سبزه بدود و درخت شکوفه بخندد

و

دانه برمد چون غزال

تا شقایق عاشق شود

تا زندگی زیبا شود

زندگی زیباست

شاعر : سیمین افشار لطفی

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن به آن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 4.8 / 5. تعداد آرا: 4

تاکنون رأی نداده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

همچنین ببینید

تابستان

4 (4) سلام به تابستان , به گرمی صداقتش , به نشانه گیری آفتابش , …

یک نظر

  1. باید راهی یافت، برایِ زندگی را زندگی کردن،

    نه فقط زندگی را گُذَراندَن ..

    باید راهی یافت،

    برایِ صبح ها با اُمید چشم گُشودَن،

    برایِ شب ها با آرامشِ خیال خوابیدن..

    اینطور که نمیشود،

    نمیشود که زندگی را فقط گذراند ،

    نمیشود که تمام شدنِ فصلی و رسیدنِ فصلی جدید را فقط خُنَکایِ ناگهانیِ هوا یادَت بیاورد،

    نمیشود تا نوکِ دماغَت یخ نکرده حواسَت به رسیدنِ پاییز نباشد..

    اینطور پیش بِرَوی یک آن چَشم باز میکنی

    خودَت را میانِ خزانِ زردِ زندگی ات میابی ،

    و یادت هم نمی آید چطور گذَرانده ای مسیرِ بهاری و سبزِ زندگی ات را..

    اصلا خدا را هم خوش نمی آید،

    راهَت داده به دنیایَش که نقشَت را ایفا کنی،

    یک روز خوبُ حتی یک روز بد ،

    یک روز شیرینُ حتی یک روز تلخ ،

    یک روز آرامُ حتی یک روز پُرهیاهو ،

    وظیفه ی تو زندگی را با تمام و کمالَش زندگی کردن است،

    با تمامِ سِکانس هایِ تلخ و شیرینَش..

    نمیشود که همه اش خسته باشی

    و سَرِ سکانس هایِ تلخ بهانه بیاوری و گوشه ای به قهر کِز کنی و بازی نکنی ..

    حق داری که خستگی ات را در کنی،

    اما حق نداری که دیگر مسیر را ادامه ندهی ..

    اینطور که نمیشود،

    تا دیر نشده باید راهی پیدا کرد،

    باید زندگی را زندگی کرد …..ممنون از شعر زیباتون…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *