بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر نو

گل نرگس

گل نرگس

زندگی باغ گلی است پر از گل نرگس سهم خود را برچین , دسته کن , لمسش کن و عطر خوش بویش را به پیراهنت گره بزن …   سیمین افشار لطفی سیمین افشار لطفی

بیشتر بخوانید »

سرمای زمستون

گل نرگس

سرمای زمستون بعضی وقتها توی سرمای زمستونِ زندگیت ، مجبوری باپاهای لخت پیاده توراه سرد وبرف نشسته , راه بری مجبوری اگه بتونی توهمون هوای سرد پرواز کنی و نفس بکشی یهویی کولاک میشه و یهویی همه چی یخ می بنده وساعت از کار میفته و تو می مونی و …

بیشتر بخوانید »

بهار می آید …

بهار می آید

دوباره بهار می آید تا شکوفه دلت باز شود ، بیدمشک ها و یاس های بنفش و سفید سر بِزیر ، از شیشه مست زمان عطر می پاچند، و پروانه ها گویی سرگردان گلهایند و آشیانه هایی که بوی پَر گرفته است،  دوباره بهار می آید و به دلت سرخواهد …

بیشتر بخوانید »

فصل پاییز

میدونی ، پاییز دل آدمو یه جورایی می کنه ، آدم بیشتر بخودش فکر میکنه ، انگاری میگه تند نرو ، یواش تر برو ، نذار زود بگذره ، مثل اینکه تنها فصلیه که دلش به حال ما می سوزه چون مارو شبیه خودش می بینه ، مثل یه معلم …

بیشتر بخوانید »

پاییز

پاییز

پاییز را برایت باساز دل می نوازم صدای خش خش برگهای خشکش را  سعی می کنم ترانه ام خوش باشد  تا توهم سازدلت را برداری و به دنبالم بیایی  و باهم بنواریم ترانه مهر را در پاییز … 🍁 سیمین افشار لطفی

بیشتر بخوانید »

باغچه زندگی

زندگی یک باغچه بزرگ عشق است ، هر روز باید بهش سر بزنی ، علفها و برگهای خشکش را برداری و گلهایش را نوازش کنی ، یکی دو تا گل هم برای گلدان دلت برچینی و آنرا آبیاری کنی ، یادت نره … 🌷 سیمین افشار لطفی

بیشتر بخوانید »